.jpg)
در روزهای دیوانه است که شعر زیبا ، زاده می شود ، به یاد دوستت دارم شبهای سپید افتادم:
دوستت دارم
همان قدر که زمین گرد است
به وضوح ماه کامل
درآسمان بی ابر شبانه
به اندازه تمام ستارگان
دوستت دارم
ببخشید
درکلیشه دست و پا می زنم
زبانم به باتلاق لکنت افتاده
هر چند تو می گویی
که زبانم دراز است!
دوستت دارم و
رویَم نمی شود
هر چند تو می گویی
که رویَم زیاد است!
دوستت دارم و
حسودم
به تمام آدمهایی که هرروزمی بینندت
به خیابان انقلاب که دوستش داری
به بغل دستی هایت دراتوبوس
دوستت دارم
همین طور معمولی
که راه می روی ،که هستی
در خیابان
در مترو
در تاریکی سینما
در چیزی خوردن های با عجله
نه عجیب و غریب و ماورایی
ببخشید
اگر ساده دوستت دارم
اگر این شعر ساده است
اگر من ساده ام
اگر ابلهانه دستهایت را باور کردم
دوستت دارم و
زمین گرد است!
....................
نظرات شما عزیزان:
|